|
اريك فروم "روان شناس مشهور اعتقاد دارد : همواره بايد از رنجور نمايي , نق زدن و منفي بافي خودداري كرد , زيرا باعث كسالت ديگران تنهايي براي مطالعه , انديشه و خلاقيت لازم است , ولي نبايد به وسيله اي براي عدم معاشرت با خانم " توني ماريسون " نويسنده سياهپوست وبرنده جايزه نوبل ادبيات حرف خيلي قشنگي مي زند دكتر علي اصغر كيهان نيا
جاودانگی (بر گرفته از رمان جاودانگی اثر میلان کوندرا) جاودانگی که گوته در باره أن سخن می گوید با اعتفاد مذهبی به یک روح جاویدان هیچ وجه مشترکی ندارد.این متضمن یک جاودانگی متفاوت و کاملا زمینی در موردکسانی است که پس از مرگ در خاطره آیندگان بر جا می مانند . هر کس می تواند کم و بیش ،یا برای کوتاه مدت و یا بلند مدت به جاودانگی دست یابد طبیعی است که در مبحث جاودانگی همه با هم برابر نیستند . ما باید بین جاودانگی مختصر ،خاطره یک شخص در اذهان کسانی که او را می شناسند و جاودانگی بزرگ ،یعنی خاطره یک شخص در اذهان کسانی که شخصا هرگز او را نمی شناسند تمایز قایل شویم.در زندگی راههای مشخصی وجود دارد که از همان ابتدا شخص را در برابر جاودانگی بزرگ قرار می دهد . که گرچه نامعین است ، اما مسلما امکان پذیر است .آنها راههای هنرمندان و دولتمردان است .هنرمندان و سیاستمداران همه به جاودانگی بزرگ می اندیشند ،یعنی آرزومندند در یاد کسانی که آنان را نشناخته اند ،جاودان بمانند.دیگران نیز مایلند در یاد کسانی که می شناسند ،پایدار باشند :این "جاودانگی کوچک"است . گوته ،بتهوون ...در گروه نخست جای می گیرند و همه ما که نه هنرمندیم و نه سیاستمدار در گروه دوم
رمان جاودانگی را به توصیه یکی از دوستان خواندم که به نظر من نمی توان اسم رمان را برای آن انتخاب نمود .نوشته های نویسنده را بیشترمجموعه ای از چند مقاله،داستان و خلاصه مجموعه ای از ذهنیات و نظریات نویسنده دریافت نمودم که یک ماجرا را به شیوه های مختلف پی می گیرد . او حقیقتهای تاریخی را با ذهنیات خود در هم آمیخته است . رمان جاودانگی تفکر و تخیل را بر می انگیزد و پیچیدگی و تنوع پدیده های زندگی را تجسم می بخشد و باعث می شود که در جمله های آن بیشتر تفکر و دقت نماییم و به راحتی از روی جمله ها رد نشویم درفصل دوم این کتاب از اظهار دوستی یک دختر جوان به شاعر سالخورده آلمان ،گوته به میان آمده است .عشق دختر به گوته راعشقی جاودان در می یابیم که به دور از هر گونه عشق غیر جسمانی است . و تمامی نامه هایش چیزی جز یک تصنیف عشق به گوته نیست . در جایی دختر به گوته نوشته :" تمایل شدید دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم" این جمله پیش پا افتاده را به دقت بخوانید .از کلمه عشق مهم تر کلمه های "همیشه"و "تمایل"است. آنچه بین آن دو وجودداشت عشق نبود .جاودانگی بود دختری که می خواست از برکت عشق گوته جاودانه شود.
|
درباره من![]()
از دل تنگي هايم باد بادكي خواهم ساخت و
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبمهر 1388شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 پیوندها
ادبيات مدرن "پدرخوانده"
|